مجموعة مؤلفين
268
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
درب حصار قدرى روى صندلى « 1 » نشسته به تماشاى مخلوق مشغول شده . طرف مغرب به حرم مشرف شده ، زيارت نموده تا سه ساعت از شب گذشته در حرم مشغول زيارت بوديم نماز خوانده ، مراجعت به منزل شد . [ 81 ] [ زيارت مرقد حر ] يك شنبه 12 شهرمحرم : صبح زود برخاسته نماز خوانده چاى صرف كرده ، جناب آقا سيد عبدالامير آمده ، قدرى صحبت كرده . قرار شد كه بعد از ناهار زيارت [ مرقد ] حر برويم . قدرى در بازار رفته گرديده ، زيارت حضرت امام حسين ( ع ) و زيارت حضرت عباس ( ع ) مشرف شده ، زيارت نموده . بعداز زيارت ، قدرى در بازار گرديده ، طرف ناهار به منزل آمده ، ناهار صرف شد . بعداز ناهار قدرى استراحت شد . طرف عصر برخاسته ، عمارتى ساخته بودند ، رفتم تماشاى آن عمارت . مالها را درست كردند آوردند ، با جناب آقا سيد امير سوار شده به طرف [ مرقد ] حر رفته ، جمعى هم كرمانشاهانى و غيره زيارت رفته بودند ، بين راه ملاقات شد . رفتم در [ مرقد ] حر زيارت نموده ، بيرون آمده ، قدرى نشسته ، قليانى كشيده ، از آنجا سوار شده به طرف شهر كربلا آمده ، درب خانه مالها را بهم بسته ، خودمان درب خانه قدرى نشسته ، مشغول تماشاى خلق شديم . شب را هم زيارت مشرف شده تا دو سه ساعتى درصحن و رواق زيارت نموده ، مراجعت به منزل شد . [ 82 ] دوشنبه 13 شهرمحرم : صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، زيارت مشرف شده ، قدرى درصحن ورواق گرديده ، طرف منزل آمده ، شيخ عبدالحسين سامره آنجا بود قدرى مشغول صحبت شده ، قرب ناهار ، ناهار صرف شد . بعد از ناهار قدرى استراحت شد . طرف عصر ، صندلى درب خانه گذاشته روى صندلى نشسته ، جلوى خانه قهوه خانه بود كه طرف صبح و عصر تمام اعراب وافندى ها مىآمدند به آن قهوه خانه ، شورغريبى داشت ، جمعيت
--> ( 1 ) . اصل : سندلى در همه موارد